کتابخانه
سیپا،من مشغول نوشتن مقاله راجع به (weak states, international security and state-building)، یک محاوره کوتاه با یک دوست امریکایی:
دوست: امروز من ساعت ۹ صبح اومدم، کتابخانه خلوت بود، تعجب کردم، ولی زود شلوغ شد. تو کی اومدی؟ (البته کلیه محاورات به زبان شیرین انگلیسی!)
من: فکر کنم... ۲ بعد از ظهر
د: صبح رو چی کار میکردی؟
م: خوب... میدونی من نوشتن یک وبلاگ رو شروع کردم!
د: الان؟
م: خوب...
د: برای کی مینویسی؟
م: فارسی مینویسم، برای خودم، برای دوستانم،میخوام یادم نره چه طور فکر میکردم!
پرده دوم: ساعت ۲ نصف شب، احساس کرخی شدید، در حال ترک دانشگاه، محاوره کوتاه با دوست امریکایی دیگر:
د: من نمیدونستم کتابخانه سیپا هم تا ۲ کار میکنه!
م: آره.. خیلی خوبه، چون کتابخانه مرکزی کاملاً پر هست. راستی تو کدام عنوان رو برای مقالهات انتخاب کردی؟
د: سوم
م: نتیجهگیریت چی بود؟
د: بگذار فکر کنم...
م: یادت نمیاد؟
د: نه... آخه ۵ روز پیش تمام کردم!
پینوشت:
- دیروز چند تا رکورد خودم را ارتقا دادم: مصرف شکلات، مصرف قهوه، خواندن مقالات جان لاک و چارلز تیلی (البته به انگلیسی)، استفاده از گوگل (البته برای چک کردن مناسب بودن اصطلاحات مرتبط با امور بینالملل)
- با توجه به یادداشت جدید
نوید ۳۰۰۰، بهترین
Ranking دانشگاهها (پیشنهادی از سوی دوستم،
Vanity - توصیه میشود برای کسانی که میخواهند به گناه مشابه آلوده شوند!)