Flux of Thoughts سیلان افکار |
|
Saturday, December 25, 2004 ترم اول تمام شد. امروز که رفتم بانک، ياد روز دوم اومدنم به نیویورک افتادم. وقتي گذرنامه و نامه معرفي دانشگاه را به کارمند بانک دادم، خیلی جدی رو به من کرد و پرسید: «شما رئیس جمهور و یا وزیر ایران نبودهاید؟» آقا ما هم گفتیم طرف با ما داره شوخی میکنه! غریبه گیر آورده. عوض جواب، نیش رو باز کردیم و تو دل گفتیم: «خیلی باحالی جوون!!» ولی طرف هنوز منتظر جواب بود. خلاصه، علیص مداخله کرد و گفت اینها مسوول هستند که این سوالها را بپرسند. من هم جواب دادم: «فکر نمیکنم!» و نیشم یک کم گشادتر شد!
|
|
||||||||||||||||||||||||
|
|
|||||||||||||||||||||||||