سلام خدمت دوستان عزيز.
اگه به اولين پست اين وبلاگ نگاه کنيد، میفهمید که از کی میخواستم نوشتن رو شروع کنم، ولی خوب تنبلی و کار و زندگی نمیگذاشت. ولی شکر خدا، مثل این که شروع کردم... البته template این وبلاگ هنوز کلی ایراد داره.. (اگه کسی وارده، ممنون میشم بهم یه مقدار کمک کنه)
همون طور که از اسم بلاگ مشخص هست، با تقريب خوبي هر چي تو ذهنم ميچرخه اینجا مینویسم. احتمالا پستهای آذربایجانی (ترکی) و انگلیسی هم خواهم داشت!
لطفاً کامنت بگذارید و در تماس باشید.
دیروز مدیر عامل
BP اومده بود
دانشکده ما یک سخنرانی کوتاه داشت. آدم جالبی بود. کارش رو تقریبا از صفر شروع کرده و رسیده به اینجا که شرکت رو کلا با ادغامهایی که کرده متحول کرده، و سیاست BP بر مبنای تبدیل شدن به یک شرکت سبز قرار داده (میدونم کلیتون به این جور چیزها می خندین.. منم گاهی میخندم) ملکه انگلیس بهش لقب لرد داده ولی رفیق انگلیسیمون کلی قر میزد که این لرد تقلبی هست!
کلمبیا چند روز پیش به جناب لرد یک جایزه داد. چند تا چیز جالب از سخنرانی جناب لرد مدینگلی:
۱- خوندن سریع خلیلی مهمه. این رو وقتی فهمید که تو دوره MBA استنفورد، استادشون ازش خواست که کتاب پدر خوانده رو تو یک شب بخونند و این موجب شد که تکنینک تند خوانی رو یاد بگیره. پس میبینین که دورههای MBA زیاد فرق نمیکنند;)
۲- چین داره کولاک میکنه، ولی برای ابرقدرت شدن باید منابع انرژی کافی و مطمئن داشت واین کلی دینامیک جدید تو عرصه بینالملل ایجاد میکنه. حتی این قضیه دارفور تو سودان که این طور علم شده یک جورایی به این ربط داره (البته این جمله آخر از حضرت لرد نیست). تو اینجا ایران یک نقش کلیدی داره که بعدا سعی میکنم مفصلتر بنویسم.
۳- برای این که یک شرکت عظیم مثل BP رو اداره کرد و غیر متمرکز هم بود، ارزشهای سازمانی خیلی اهمیت پیدا میکنه. اینها برای ما ایرانیها چندان مفهوم نداره، ولی واقعا برای یک شرکتی که در دهها کشور کار میکنه حیاتی هست.